زندگی و نشاط
روان شناسی ، آموزشی ، مذهبی ، پزشکی و سلامتی ، اجتماعی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


ای معلم
نخستین بار، خدا از نام خویش، نام تو را آفرید . از رسالت برگزیدگان خویش، سهم شانه های بردبارتو قرار داد. فانوس شبانه روز علم را در دست هایت نهاد و تو را روشن گر جاده های هستی رقم زد.
تو ناگزیری از این خطیر بی پایان . تو گماشته پروردگاری، فراروی آدمیان نابلد...
واژه واژه آموزه های سبز تو، آنچه از لب های دانشمند تو می ترواد و برگ برگ آنچه به دل ها می آموزی، دست های دعایی بی وقفه اند تا منزلت بلند بالای تو را نزد پروردگار، والاتر کنند. پس در این مسافت دشوار، صبور بمان و در جاده ها جاری شو و راه روشن کن که خداوند، تو را به رستگاری نزدیک، رهسپار می کند .
تو بمان، تا هیچ حدیث خداگونه ای ناگفته نماند!
تو بمان، تا هیچ تاریک بی روزنی از نسل جهل، در دل ها ادامه نیابد!

مدیر وبلاگ :تبسم
نویسندگان

نتیجه تصویری برای تصاویر دزدی در کودکان

معمولا منشا دزدی نوعی محرومیت است. کودکانی که با محرومیت‌هایی مواجه می‌شوند و تربیت خانوادگی آن‌ها طوری بوده که عزت نفس پایین نصیب او شده، برای از میان بردن آن محرومیت اقدام به دزدی می‌کند. این محرومیت می‌تواند متنوع باشد. بعضی محرومیت‌ها عاطفی و روانی است، بعضی مادی و بعضی دیگر محرومیت‌ها اجتماعی و فرهنگی هستند.

در محرومیت عاطفی و روانی، ناکامی‌ها و مورد بی‌مهری و بی‌توجهی والدین قرار گرفتن سبب می‌شود کودک به نوعی واکنش در برابر کمبودها دست بزند. دراین‌باره سرقت که با لجبازی و دروغگویی همراه است، نشانگر ناسازگاری کودک با محیط خانواده و انتقام‌جویی از والدین است.

تحقیقات بسیاری که درباره دزدی کودکان صورت گرفته، نشان می‌دهد محرومیت از مهر و محبت والدین به ویژه مادر و جدایی‌های نسبتا طولانی از مادر در سنین خردسالی، تأثیر بسزایی در دزدی سنین نوجوانی و بزرگسالی دارد.

علل روانی دیگری مانند جبران احساس حسادت و نشان دادن خود، انتقام از والدین به هر علتی، تأمین پول برای صرف دیگران تنها به دلیل جلب محبت و یافتن جای پایی جدید در میان دوستان یا این‌که در بین آنان سخاوتمند معرفی شود، نداشتن احساس امنیت، آرزوی به دست آوردن اشیای پرزرق و برق، وجود نامادری و ناپدری، صدمه زدن به دیگران به منظور تخلیه عقده‌های روانی، تلاش برای خارج شدن از محدودیت، تقلید از الگوها و نمونه‌هایی که از طریق وسایل ارتباط جمعی دیده شنیده یا خوانده است. احساس تنهایی در خانه و رغبت به انجام عمل چشمگیر در این قالب تا خود را از تنهایی برهاند و سختگیری‌های والدین از مواردی هستند که کودک را وا می‌دارند که دزدی کند.

در محرومیت مادی نیز زمانی که نیازهای مادی و چیزهای مورد علاقه او تأمین نمی‌شود، کودک اقدام به دزدی می‌کند. یعنی به علت عدم ارضای نیازهای مادی از قبیل تغذیه ناکافی، لباس نامناسب، نداشتن پول توجیبی و اسباب‌بازی و مواردی از این قبیل کودک دزدی می‌کند. در چنین مواردی انگیزه تملک که دارای جنبه غریزی نیز هست، فرد را وادار به دزدی می‌کند، تنها به این دلیل که مالک شیئی شود.

در علل اجتماعی نیز کودک از الگوهای خود دزدی را یاد می‌گیرد. در یک اجتماع الگوها، پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده، فامیل، دوستان، همکلاسی‌ها و همبازی‌ها، معلم، همسایگان، مسئولان و اداره‌کنندگان جامعه و کشور هستند. بعضی کودکان ممکن است یکی از این‌ها را الگوی خود قرار دهند و از آنان تقلید و به دزدی اقدام کنند.
کودکان کاملا حساس هستند و به شدت رفتار اطرافیان و الگوهای خود را زیر ذره‌بین قرار می‌دهند و از رفتار آن‌ها الگو می‌گیرند. بنابراین لازم است مسئولان کشور، والدین و مربیان سعی کنند محیطی را ایجاد کنند که در آن کودکان به نحو سالمی رشد کنند.

البته وقتی از دزدی حرفی به میان می‌آید، خیلی‌ها فکر می‌کنند دزدی یعنی از دیوار مردم بالا رفتن یا با اسلحه به کسی یا جایی حمله کردن و مال او را گرفتن یا برداشتن یا این‌که با موتورسیکلت کیف از دست مردم قاپیدن. در حالی که کودکان تنها از این روش‌ها الگو نمی‌گیرند، بلکه بیشتر از دزدی‌های غیرمستقیم الگوبرداری می‌کنند.

مثلا کودکی که می‌بیند پدر او کالاها را انبار کرده و پس از مدتی به چند برابر قیمت می‌فروشد، به صورت عملی دزدی را یاد می‌گیرد، هر چند پدر او در زبان و گفتار دزدی را زشت می‌داند. کودکی که در کتاب یا مجله می‌خواند یا به هر طریقی می‌فهمد که وظیفه فلان ارگان، اداره یا مسئول انجام کاری است ولی می‌بیند آن کار صورت نمی‌گیرد یا کمتر و ناقص صورت می‌گیرد، به صورت عملی دزدی را یاد می‌گیرد.

متأسفانه در جامعه در مواردی یک آفتابه دزد به اشد مجازات محکوم می‌شود ولی یک دزد حرفه‌ای چند میلیاردی به مقام و موقعیتی نیز دست می‌یابد. در چنین مواردی مسلما نه تنها کودکان بلکه بزرگسالان نیز تشویق به دزدی می‌شوند و همه سعی می‌کنند در حد بالایی دزدی کنند.

  چند نکته مهم
بنابراین برای این‌که کودکانمان دزد بار نیایند، سعی کنیم:
خودمان در گفتار و عمل شدیدا مخالف دزدی باشیم تا کودکانمان نیز با این روحیه بار بیایند.
با توجه و محبت خود نیاز کودکمان را به توجه و محبت ارضا کنیم تا آنان مجبور نباشند برای جلب توجه و محبت دست به دزدی بزنند.
با مشاهده اولین دزدی کودک با برگرداندن آن به صاحبش به او بفهمانیم که متوجه شود اعمال و رفتارش تحت کنترل دقیق است و نباید چیزی که متعلق به دیگران است، برداشته شود.
روی کودکانمان کنترل داشته باشیم تا با افراد ناباب ارتباط برقرار نکنند.
 بکوشیم نیازهای کودکان خود را برآورده کنیم و اگر امکانات مادی ما اجازه برآوردن نیاز کودکمان را نمی‌دهد، با توضیحات کافی ذهن او را روشن و قانع کنیم.
 با دادن آگاهی و استدلال، زشت و کریه بودن دزدی را به کودک خود بفهمانیم.
به کودکان خود اعتماد کنیم و هیچ وقت حتی اگر چیزی نیز برداشته باشند، متهم به دزدی نکنیم.
 وسایلی که ممکن است کودک را به وسوسه دزدی بیفکند، از دید و نظر او دور بگذاریم.
 بکوشیم غیر از تأمین لباس و غذای او مقداری پول توجیبی هم به آن‌ها بدهیم.
 سعی کنیم کودک خود را مذهبی بار بیاوریم تا کودکمان در مقابل وسوسه دزدی و دیگر وسوسه‌ها و گناهان مقاومت کند و عزت نفس نشان بدهد.
 سعی کنیم امکانات سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت آن‌ها را فراهم آوریم و طوری برای آنان برنامه‌ریزی کنیم که انرژی خود را در راه‌های سازنده به کار گیرند و دیگر وقت و انرژی نماند که او به دزدی اقدام کند.
 کودکان را از خواندن، شنیدن و دیدن داستان‌ها، فیلم‌ها و برنامه‌هایی که محتوای آن‌ها دزدی و جنایت است و از وسایل ارتباط جمعی پخش می‌شوند، منع کنیم.
 با افشای عمل کودکی که برای اولین بار دست به دزدی می‌زند، او را تحقیر نکنیم زیرا او نزد دیگران آبرو و شخصیت دارد بنابراین باید در چنین مواردی عمل نامناسب آنان را در خفا به آن‌ها گوشزد کنیم و از آن‌ها قول بگیریم چنانچه این کار را تکرار کنند، عمل آن‌ها افشا خواهد شد.
 اگر خدای ناکرده به دزدی کودک خود حتم داریم، دیگر او را سوال پیچ نکنیم، بدون مقدمه وارد شویم و قاطعانه عمل کنیم تا مجبور به دروغ گفتن و دروغگو بارآمدن نشود و شیئی دزدیده شده را از او بستانیم.
وقتی کودک با چیزهای تازه‌ای به خانه می‌آید و می‌گوید آن‌ها را یافته یا هدیه گرفته است، این کار منصفانه نیست که حتما ثابت کنید چیزی را دزدیده است. چون با این کار ممکن است احتمالا او را برای جرمی که نکرده است، تنبیه کنید. درسی که کودک از این واقعه می‌آموزد، این است که خود را از هر موقعیتی که در آن احتمال دزدی می‌رود، دور کند.
اگر فرزندتان دزدی کرد، از خود بپرسید آیا او را از وسیله مورد علاقه‌اش محروم نکرده‌اید.
 




نوع مطلب : روان شناسی، 
برچسب ها : محرومیت‌ها عاطفی و روانی، محرومیت مادی، اجتماعی و مادی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 13 دی 1396
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی